تبليغاتX
سکاندار عشق


سکاندار عشق

!!!!!!!!صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟!!!!!!

 

 

هیچ وقت کاری نکن که در زندگی پشیمون بشی(مثل یه بنده خدا) 

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:23 توسط سکاندار عشق| |


یک نصیحت بشنو از من کندر آن نبود غرض......

اگه یکی گفت که عاشقتم باور نکن
اگه یکی گفت که دوستت دارم باور نکن
اگه یکی گفت که یا تو یا هیچکس باور نکن
اگه یکی گفت که به همه گفتم که من مال تو ام باور نکن
اگه یکی گفت که به خاطرت خیلی سختی کشیدم و میکشم باور نکن
اگه یکی که به خاطر تو هر جا که گفتی اومد و گفت که به خاطر تو اومدم باور نکن
اگه یکی 3 سال عاشق تو بود باور نکن
اگه یکی گفت که جگرم از دستت خون شده باور نکن(از عشق تو)


اگه یکی به خاطر تو(جلوی خودت) رگ دستشو رو هم زد بازم باور

نکن


اگه یکی به خاطر تو هر کاری کرد بازم باور نکن.



نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 18:32 توسط سکاندار عشق| |

 

در دورادور ترین نقطه های زندگی و در تاریکی های ظلمت سرای اهل دوزخ ٬

در گرفتاری های روزمرگی و در زیر فشار سنگینی گناهان ٬

 باز هم کورسوی از امید میبینم ٬ امیدی که با آمدنش همه آرام میشوند .

پس منتظر بمان !!!!

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:8 توسط سکاندار عشق| |

 

 عشق٬ حیریت و گریز یک دور افتاده است برای پیوستن ٬ برای اتصال  و یکی شدن . ناله نی خشک و بریده و غریب ُ در آرزوی بازگشت به نیستان .

 عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد ٬  نیست میگردد . این عشق با وصال پایان می گیرد و آن عشق با وصال آغاز .

آنجا که عشق (Z) فرمان میدهد ٬ محال سر تسلیم فرود می آورد!!!! 

من شکست نمیخورم ٬ ایمان و دوست داشتن رویین تنم کرده اند .

 

 

نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 11:1 توسط سکاندار عشق| |

آه که چه قدر فاصله ما دور است ! فکر میکنم هیچ وقت نرسی و من در کنار این دنیا

 تنها بمانم و تو همیشه منظره من باشی!

چه زبانی صادقتر و زلالتر و بی ریاتر از زبانی که کلماتش نه لفظ از است و نه خط بلکه

 اشک است و هر عبارتش ناله ای و ضجه ای و دردی و فریاد عاشقانه عشقی!!!

ای پرنده غمگین ! تو به فریب الفاظ دل به یقیینی که زاده ی پیوند عجز و یاس است

مبند . سر از گریبان بر گیر چشمانت را از درون باز گیر این پنجره را بگشای و در

آستانه آن پای در زنجیر و در کنار کرکس انتظار همچون پرومته چشم به راه پرواز

سیمرغ در سینه دور دست آسمان پاک دوست داشتن بر جای بمان و با هر طلوع و

غروبی عمر را لقمه لقمه کن و به منقار این کرکس ده !  

منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد . در پرنده شدن خویش بکوش.

 

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:50 توسط سکاندار عشق| |

بهت که گفته بودم تو با بقیه فرق میکنی

دوست داشتن دل میخواد نه دلیل

وقتی دلت تنگ میشه وقتی چشات تر میشه وقتی دیگه نبود کسی هست اینجا کسی که تو براش همه کسی

من هیچ وقت تو رو با بقیه مقایسه نمیکنم

هیچ وقت فراموشت نمیکنم

ای کاش کوچک بودیم وقتی کوچک بودیم دلمان بزرگ بود حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگ میشیم ای کاش کوچک بودیم تا حرفهایمان را از نگاهمان بفهمند حالا که بزرگ شدیم فریاد میزنیم و باز هم کسی حرفمان را نمیفهمد

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:36 توسط سکاندار عشق| |

پروردگارا

به من آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم

دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم

 بینشی ده تا تفاوت این دو را احساس کنم

مرا فهم ده تا متوقع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:47 توسط سکاندار عشق| |

 

عشق یعنی:   مستی ودیوانگی

 عشق یعنی:    با جهان بیگانگی

 عشق یعنی :   سوختن با ساختن

عشق یعنی:     زندگی را باختن

عشق یعنی:    سوز نی، آه شبان

عشق یعنی:     معنی رنگین کمان

عشق یعنی:     قطعه شعری ناتمام

عشق یعنی:     بهترین حسن ختام

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:18 توسط سکاندار عشق| |

خدایا به من زیستنی عطا کن

که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که

 برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

 ومردنی عطا کن

 که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 17:13 توسط سکاندار عشق| |

راز عشق در آن است که هنگام سوء تفاهم فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل تو چه طور ناراحتت کرده است،بلکه به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز سوء تفاهمی مثل آن جلو گیری کنی.

**************************

راز عشق در آن است که هیچ کدام خود را معلم دیگری نداند،بعبارت دیگراز اینکه میتوانید از یکدیگر یاد بگیرید،سپاسگزار باشید.

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 22:33 توسط سکاندار عشق| |

 

 در گذر از جاده های زندگی اموختم که:

که: میتوان در یک لحظه تصمیم گرفت و یک عمررنج کشید.

که: می توان به رفتن ادامه داد خیلی بعد از آنکه تصور می کنید دیگر

 نمی توانی.

که: می توان افکار را کنترل کرد یا افکار تو را کنترل کنند.

که: گاهی حق داری عصبانی بشی ولی حق نداری ظالم باشی.

که: مجبور نیستی دوستت را عوض کنی،اگر بدانی دوستت عوض خواهد شد.

 که: زندگی ات می تواند توسط مردمی که تو حتی آنها را نمیشناسی تغییر کند.

که: حتی زمانی که چیزی برای بخشیدن نداری می توانی به کسی که کمک می طلبد ببخشی.

که: اگر کسی انگونه که تو می خواهی دوستت ندارد، به این معنی نیست که در عشق او نقصی هست.

 که: کسانی را که بیشتر دوست داری زودتر از دست میدهی.

 

 

نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 20:32 توسط سکاندار عشق| |


Design By : Night Skin